ابراهيم عاملي ( موثق )

249

تفسير عاملي ( فارسي )

و آنچه در ميان آن دو بود و سر انجام بسوى او است . اى وابستگان بكتاب آسمانى همانا پيغمبر ما نزد شما آمد كه براىتان درست و نادرست نمودار كند بر آنگاه كه پيامبران را روزگار سپرى شده تا نگوئيد : كسى نيامد و بيم و نويدى نداد كه همانا بيم و نويدآورى است نزد شما آمده چه خدا بر همه چيز توانا بود . سخن مفسّرين : « يَخْلُقُ ما يَشاءُ » 19 مجمع : يعنى آنچه خدا بخواهد مى - آفريند چه از نر و ماده يا از ماده تنها ، پس مسيح كه از ماده بدون نر هست آفريده ى خدا است . فخر : اين جمله را دو جور ميتوان معنى كرد : 1 - يعنى گاهى خدا از نر و ماده ميآفريند ، مثل عموم حيوانات ، يا از ماده ، مثل عيسى ، و يا بىنر و ماده ، مثل آدم ابو البشر ، 2 - يعنى آنچه ميخواهد ميآفريند ، اگر بدست مسيح از گل به شكل پرنده درست مىكند ، بقدرت خود ، آن را گوشت و استخوان مىكند و پر ميدهد تا پرواز كند ، و يا اگر بخواهد آن را كه مرده است و يا كور است و پيس ، زنده مىكند و شفا ميدهد . « نَحْنُ أَبْناءُ اللَّه وَأَحِبَّاؤُه » 20 - طبرى : ابن عبّاس گفت : عثمان بن اصار و نجوى بن عمرو بن شاس حضور پيغمبر ( ص ) رسيدند ، پس از مدّتى گفتگو ، به آنها فرمود از خدا بترسيد و مسلمان شويد و گر نه در عالم ديگر سخت گرفتار خواهيد شد ، آنها گفتند : تو ما را از چه ميترسانى ، سوگند به خدا ما فرزندان و دوستان خدا هستيم . امام فخر : اين جمله چند جور معنى مىشود : 1 - ما فرزندان پيغمبران خدا هستيم . 2 - بواسطه ى شدّت وابستگى به خدا بمقام فرزندى او رسيده‌ايم ، پس فرزند او هستيم . 3 - چون يهود عزير را پسر خدا ميدانستند و مسيحيها را و آن دو نفر را از خود ميدانستند و خودشان را از آنها ، پس معنى جمله اين است : ما از دسته ى فرزند خدا هستيم . بيان السعادة : جهت اينكه يهوديها و مسيحيها ادّعا ميكردند كه ما پسر خدا هستيم اين بود كه معتقد بودند : هر كس معتقد به خدا باشد و خود را نزديك